بزغاله خجالتی

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود .

توی یک مهد کودک یک بزغاله خجالتی با بقیه بزغاله ها بود بزغاله خجالتی قصه ما همیشه آروم و بی سر و صدا بود همیشه از بقیه بزغاله ها جدا وایمیستاد و به بازیشون نگاه میکرد همیشه خودش تنها بود نمی رفت با بقیه بازی بکنه خانم مربی دستش می گرفت و می بردش کنار بقیه بچه ها و میگفت باهاشون بازی بکن ولی بزغاله خجالتی

عضویت و خرید اشتراک

قدم اول : عضو وب سایت شوید . بر روی عضویت کلیک کنید.

قدم دوم : خرید اشتراک انجام دهید . برای خرید اشتراک کلیک کنید .

اگر قبلا عضو شده اید می توانید وارد شوید . برای ورود کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.